تبليغاتX
من یک ورزشی نویسم
از تحریره ورزشی خوشم نمیاد
 

 

دختری؟ هیچی نگو...کاری نکن!

 

 

اعمال محدودیت ها برای دختران در ورزش در حالی موجب کنار رفتن شادی پریدر ,میترا ابیاتی نژاد و فیروزه رمضان پور  شد که هر کدام از آنها در ردیف آماده ترین های رشته خود محسوب می شدند.

فدراسیون شطرنج فضایی جالب دارد,رییس و معاونانش در فکر راهی هستند که به نوعی پریدر را در اذهان عمومی محکوم به بی انضباطی کنند!

این جو را می توان شبیه تیم ملی تیر و کمان دانست که سال گذشته بدون بهترین ملی پوشش به مسابقات آسیایی مالزی اعزام شد,درست مثل گلف بازان که رمضانپور "مدعی در قاره" را چند وقتی است در بین خود نمی بینند.

انگار قرار نیست بالاخره به این باور برسیم که نباید محدودیت هایی غیر منطقی درنظر بگیریم و یا اگر می خواهیم همچنون همیشه دیگران را مجبور به احترام گذاشتن به خواسته های خود کنیم,فرقی بین دختران و پسران نگذاریم.

زنانی که تصمیم به ورزش قهرمانی گرفته اند, به خودی خود مشکلات زیادی دارند و اگر این رویه ادامه داشته باشد, بی شک در ورزش بانوان که اتفاقا شانس مدال آوری را هم در خیلی از رشته ها دارند, روز به روز بیشتر افت می کنیم.

" شطرنج را ادامه بدهم و افتخار آفرینی کنم که چه بشود؟ خسته شدم از بس حق را ناحق شده دیدم"

شادی پریدر با گفتن این جمله نشان می دهد که شطرنج ایران از این بس نمی تواند روی تنها استاد بزرگ بانوان حساب کند.

مسئولین فدراسیون شطرنج سعی دارند باختن در بازی انتخابی برابر پورکاشیان را عامل اصلی کنار رفتن پریدر عنوان کنند, باختی که او اعتقاد دارد حمایت های همه جانبه از حریفش باعث شد تا نتواند با روحیه ای لازم مهره های شطرنج را بر روی صفحه جا به جا کند.

"من استاد بزرگ هستم در حالی که آتوسا هنوز به این مهم نرسیده است و گمان نمی کنم به این زودی ها این درجه را بگیرد" پریدر با این حرف ها سعی دارد نتیجه دیدارهای انتخابی را حاصل رفتارهای غیر منطقی مربی خود بداند, البته با توجه به شرایط این ادعا چندان هم بی راه نیست.

پریدر در حالی حاشیه نشینی را بر گزیده است که شطرنج بانوان برای اولین بار امکان حضور در المپیک آسیایی را به دست آورده است.

شاید بتوان گفت میترا ابیاتی نژاد روزهای سخت تری از پریدر دارد چون به جرم رابطه دوستی با پسر رییس فدراسیون که اتفاقا او هم ملی پوش است از تیم ملی کنار گذاشته شد و بعد از اینکه کسی به حرف هایش گوش نکرد به طور رسمی تیر و کمان را برای همیشه کنار گذاشت.

ابیاتی نژاد می گوید:نمی دانم چه اشکالی دارد که در تمرینی که به صورت مشترک بین دختران و پسران برگزار می شد, با حمزه دوست شوم.اصلا قبول که ما مرتکب جرمی شده ایم, چرا پسر رییس فدراسیون که رکوردهایش به مراتب پایین تر از من است با تیم ملی به مالزی رفت اما من که یکی از شانس های مسلم مدال بودم به تنهایی تاوان دادم.

ابیاتی نژاد می گوید هم ورزش حرفه ای را از دست دادم و هم اینکه اعتبار خانوادگی ام را به بازی گرفتند, پس ترجیح می دهم حتی برای دیدن تمرین ملی پوشان هم به محل تمرین تیم ملی نروم.

در این میان فیروزه رمضان پور حکایت جالب تری دارد, دارنده مدال آسیایی مانتو کوتاه پوشیدنش را دلیلی بر محرومیتش می داند.او به سئوال ما در خصوص کنار ماندنش از گلف قهرمانی جواب و فقط به این بسنده کرد که آقایان دختران را فقط در خانه و نوشتن دفتر خاطرات تصور می کنند.

به خاطر تفکر بسته مسئولان ورزش ایران که از زمان روی کار آمدن علی آبای بسته تر هم شده است شطرنج,تیر و کمان و گلف بهترین هایشان در حوزه بانوان را از دست دادند.به همین راحتی!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ورزشی نویس در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385  |
 دارم بالا میارم...

شده لجن زار این ورزش ما...مثلا قراره چند وقت دیگه بریم دوحه واسه بازی های آسیایی...همه چیز به هم خورده...هیچی سر جای خودش نیستش...فوتبال که دیگه نگم از اوضاش سنگینترم...یه روز سیموئز قهر می کنه و روز دیگه خبر میاد که ای بابا! چند تا دوپینگی داشتیم و نمی دونستیم!والیبالم که هنوز علی آبادی سرپرست براش معرفی نکرده...می دونین چرا؟ چون دوست داره یکی از دوستا و نزدیکایه خودشو بزاره بالا سر والیبال...تو کشتی هم که مث همیشه سوگولی ها بدون بردن تو انتخابی دارن کاراشونو واسه دوحه رفتن راست و ریست می کنن! تو تیروکمانم همه چیز ارزش داره به جز رکورد واسه ملی پوش شدن(منتظر مصاحبه جنجالی با یکی از قهرمانان این رشته در این وبلاگ باشین)تنیسم چندان وضع خوبی نداره اونطور که حدیث میگه...اونجام رابطه بد جوری جای ظابرو گرفته در ظاهر...از اینا مهمتر جیب خالیه کمیته ملی المپیک که قراخانلورو حتی واسه مشکلاتو حل کردن به پول قرض کردن انداخته..قراره ۱۰ میلیارد بدن تا ورزشمون تو دوحه بهتر از دهمی دوره پیش باشه...اما هنوز یک قران هم ندادن تا با صلاح غیرت و توسل به امام زمان و بقیه اماما بریم شایدم بشیم اول تو جدول توضیح مدالا! دارم بالا میارم...آخه نمی دونین که من می دونم به خاطر سودایه شخصی و حفظ صندلی دارن ورزشو به قهقرا می برن!!!

|+| نوشته شده توسط ورزشی نویس در پنجشنبه پنجم مرداد 1385  |
 !!!
تيم ملي علي پرويني

841116.jpg

امیر قلعه نویی شد سرمربی تیم ملی...اونم با سفارش علی پروین که همه می دونن رو مصطفوی چقدر نفوذ داره...حالا امیر آبی ها که حالا شده امیر فوتبال ایران!!! تاثیر علی پروین تو تیم ملی به همینجا ختم نمیشه...حتما شنیدین که ناصر ابراهیمی شد دستیار قلعه نویی...حتما شما هم مثل من کم مونده بود شاخ دربیارین...اینجام حرف حرف پروین بود...لطفا این جملرو با لحن علی پروین بخونین...

 "بين امير! مي دوني كه من گفتم بزارنت مربي تيم ملي...حالا اين ناصر خانو وردار كمكت بشه...از پرسپوليس كه رفت هيج جا نخاستنش...رفاقت واسه اين روزا خوب ديگه...اين پسر علي انصارم بچه خوبيه...الان بياريش ضايع ميشي...بزار چند وقت ديگه حتما مياريش تو تيم ملي"

آخه واسه این فوتبال زار نزنیم چیکار کنیم...علی پروین از پرسپولیس کنار گذاشته شدهَ / شده همه کاره تیم ملی! وقتی میرن یه مربی کوچیکو واسه تیم میلی میارن...باید فکر این روزازم بکنن

|+| نوشته شده توسط ورزشی نویس در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385  |
 پول چرک ورزش شده

۱- میگم این پولم بد چیزیه ها...کاری ندارم که آدما با پول می تونن زندگی راحتی داشته باشن و...

اما پول شده مثل چرکی که همه جارو کثیف می کنه تو ورزش...این روزا بازار دلالا داغ داغ شده...لیگم که عقب افتاد تا کلی کیف کنن دلالایی که اسمشونو گذاشتن روزنامه نگار! حیف روزنامه نگار که به اینا میگن...دوست داشتم اسم چندتاییشونو بگم اینجا...اما سفارش یه بزرگتر تو مطبوعات باعث شد تا این کارو نکنم...اگه دیدن هر روز بازیکنایه به درد نخور تو تمرین تیمایه بزرگ شرکت می کنن بدونین که دلالا کیسه دوختن واسه خودشون...

۲- آقای (ف- ک) که تیم (ص)رو گرفته دستش دو برابر قراردادش شایدم بیشتر از بازیکنایه بنجلی که میاره تو تیمش درصد میگیره درست مثل (ف-ک) که تو تیم آبی های یه تیم شهرستانی شده سرمربی...حال کردین علم روز مربیگریو!!!

۳ دوستان دسته گل ما تو روزنامه گل کارشون خیلی درست...اما یه کارایی بعضی وقتا می کنن که آدمو از هر چی روزنامه نگار تو دنیاس متنفر می کنه...آخه آقای مثلا سردبیر...روزنامت شده ۱۲ صفحه فدای سرت...می دونیم همه که مشکل روزنامه ای مثل گلو در آوردن و هزینه هاشو با در آمدش طراز کردن...دیگه چرا همکاراتو می جویی که نمی خواهیم ماهم آبکی ببندیم صفحه هارو و از این حرفایه اینطوری...یه دفه راستشو بگو خلاص...با همین ۱۲ صفحه هم می تونی خودتو و بعضی از خبرنگارات بازم پولایه مفت در بیارین...با همین ۱۲ صفحه هم می تونین ارادتونو به دادکان و آدماش نشون بدین...راستی! دلم واسه چند تا این کاره ای که شدن خبرنگار تیم تو می سوزه

|+| نوشته شده توسط ورزشی نویس در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385  |
 میخام اینجا هم بنویسم

سلام سلام...از امروز قرار گذاشتم تو این وبلاگ به حاشیه ها و اخبار ورزش از نگاه وبلاگی سعید شمس که کم و بیش باهاش آشنایین بپردازم...میخام رنگی ننویسم...اصلا به سعید شمس چه سعید بچگیاش پرسپولیسی بود...مبخام از همه بنیوسم...از فوتبال با همه رنگاش...از رشته های دیگه که یادش بخیر تو سینا با حدیث فرصتشو داشتم بنویسم در موردشون...پس منتظر بمونین...ورزشی نوییس دات بلاگفایه سعید شمس میخاد بترکونه...راستی! اینم مثل مدادهای شکسته بلینکید ممنون میشم...منتظر کامنتاتون هستم

 

|+| نوشته شده توسط ورزشی نویس در جمعه بیست و سوم تیر 1385  |
 
 
بالا